ترجمه "kelancangan" به فارسی
بی باکی, جسارت, قدرت بهترین ترجمه های "kelancangan" به فارسی هستند.
kelancangan
-
بی باکی
noun -
جسارت
noun -
قدرت
noun(1 Petrus 4:11) Manusia-manusia yang mengupayakan kekuasaan bagi diri sendiri telah menjadi lancang.
(۱پطرس ۴:۱۱) کسی که قدرت خویشتن را طالب است مغرور میگردد.
-
گستاخی
nounSungguh suatu kelancangan jika kita ”membalas kejahatan dengan kejahatan”!
چقدر گستاخی خواهد بود اگر ‹به عوض بدی بدی برسانیم›!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kelancangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kelancangan" با ترجمه به فارسی
-
فضولی کردن · پرگویی کردن · گستاخی کردن
-
خوشمزه · قدرت · گستاخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن