ترجمه "kelaparan" به فارسی

گرسنگی, تنگ سالی, خشکسالی بهترین ترجمه های "kelaparan" به فارسی هستند.

kelaparan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرسنگی

    noun

    Saya tidak tahu lapar begitu menyakitan ketika yang anda makan begitu sedikit.

    نمی دونستم گرسنگی، وقتی که غذا اونقدر کمه، چقدر میتونه دردناک باشه.

  • تنگ سالی

    noun
  • خشکسالی

    noun

    Sebelumnya, sewaktu Yakub (yang juga disebut Israel) tinggal di timur laut Mesir, kelaparan timbul di seluruh dunia yang sudah dikenal pada masa itu.

    پیشتر، هنگامی که یعقوب ( که اسرائیل نیز نامیده میشد) در شمال شرقی مصر بسر میبرد، در سراسر دنیای آن زمان خشکسالی روی داد.

  • ترجمه های کمتر

    • رنج ومحنت
    • قحط و غلا
    • قحطی
    • نایابی
    • کسری
    • کمبود
    • کمیابی و گرانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kelaparan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kelaparan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kelaparan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه