ترجمه "kelemahan" به فارسی
اسیب, اشکال, بدی بهترین ترجمه های "kelemahan" به فارسی هستند.
kelemahan
-
اسیب
noun -
اشکال
nounKerugian besar dari hal itu adalah Han memiliki konsepsi yang sangat lemah mengenai perbedaan budaya.
بزرگترین اشکال آن که سلسله هان ادراک ضعیفی از تفاوت فرهنگی داشته اند.
-
بدی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بی فایدگی
- تند باد
- تیغه شمشیر
- خدشه
- خصوصیات اخلاقی
- درز
- زوال
- زیان
- سستی
- ضعف
- ضعف اخلاق
- ضعف و ناتوانی
- طبیعت ویژه
- ظریفی
- عجز
- عیب
- غرض
- فساد
- فسق و فجور
- قصور
- مانع
- نحیفی
- نفص
- نقص
- نقطه ضعف
- نکته ضعف
- وضع نامساعد
- وهم
- کاستی
- کم زوری
- گناه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kelemahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kelemahan" با ترجمه به فارسی
-
ضعف جنسی · ناتوانی
-
دید کم
-
اخته کردن · برهم زدن · سخت کار کردن · سست کردن · فرسوده شدن · مرعوب کردن · مصرف کردن · ناتوان کردن
-
افسرده · تاریک · تیره · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته · دلسرد · دژم
-
روان
-
افلیج · بی مایه · زودگذر · سخت مشغول · سستی · صدمه دیدن · ضعف اخلاق · ضعف و ناتوانی · ضعیف · عیب · غصه خوردن · مشتاق بودن · نابسنده · ناتمام · ناقص · ناکامل · نتیجه ندادن · نحیف · نحیفی · نزار · نکته ضعف · چلاق
-
نیروی هستهای ضعیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن