ترجمه "kelinci" به فارسی
خرگوش, خرگوش صحرایی, خرگوش کوچک بهترین ترجمه های "kelinci" به فارسی هستند.
kelinci
noun
-
خرگوش
nounDan itu semua dimulai ketika ia menemukan dan hewan setengah anjing setengah kelinci.
و همه زمانی آغاز شد که او در بر داشت نیمی حیوان و نیمی از سگ خرگوش.
-
خرگوش صحرایی
noun -
خرگوش کوچک
noun
-
ترجمه های کمتر
- خز
- پینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kelinci " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kelinci
-
خرگوش
nounKelinci lebih cepat dari rubah karena rubah mengejarnya sebagai makan malam.
سرعت خرگوش بيشتر از روباه هستش چون چشمِ روباه همش دنبالِ غذا ـه.
تصاویر با "kelinci"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن