ترجمه "kelinci" به فارسی

خرگوش, خرگوش صحرایی, خرگوش کوچک بهترین ترجمه های "kelinci" به فارسی هستند.

kelinci noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش

    noun

    Dan itu semua dimulai ketika ia menemukan dan hewan setengah anjing setengah kelinci.

    و همه زمانی آغاز شد که او در بر داشت نیمی حیوان و نیمی از سگ خرگوش.

  • خرگوش صحرایی

    noun
  • خرگوش کوچک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خز
    • پینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kelinci " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kelinci
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش

    noun

    Kelinci lebih cepat dari rubah karena rubah mengejarnya sebagai makan malam.

    سرعت خرگوش بيشتر از روباه هستش چون چشمِ روباه همش دنبالِ غذا ـه.

تصاویر با "kelinci"

اضافه کردن

ترجمه های "kelinci" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه