ترجمه "keluaran" به فارسی
اجناس, جنس, متاع بهترین ترجمه های "keluaran" به فارسی هستند.
keluaran
-
اجناس
nounCari tahu siapa yang pemasok dan kemudian keluar dari sana, kan?
ببين کي بش جنس ميده ، بعدم بيا بيرون.
-
جنس
nounCari tahu siapa yang pemasok dan kemudian keluar dari sana, kan?
ببين کي بش جنس ميده ، بعدم بيا بيرون.
-
متاع
noun
-
ترجمه های کمتر
- پهنای باند
- کالا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keluaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "keluaran" با ترجمه به فارسی
-
جزیی
-
شماره گیری بیرونی
-
معاش
-
ایستگاه فضایی
-
خروج · خروجی · روزنه · مفر · کوچ
-
وزارت امور خارجه
-
خروج بصورت آرام
-
ایستگاه فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن