ترجمه "kembang" به فارسی

گل, استنتاج کردن, باد بزن بهترین ترجمه های "kembang" به فارسی هستند.

kembang Verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun
  • استنتاج کردن

    verb
  • باد بزن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مالیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kembang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kembang" با ترجمه به فارسی

  • آتشبازی
  • آتشبازی
  • استثمار · استخراج · انتفاع · بلوغ · بهره برداری · ترقی · تصاعد · تکامل · سیر تکاملی · پیشرفت · پیشروی
  • کلم گل
  • روانشناسی رشد
  • کشورهای در حال توسعه
  • آباد شدن · استنتاج کردن · برگشتن · بزرگ کردن · به به · تربیت کردن · جوانه زدن · رونق یافتن · سر · شکفتن · شکوفه · شکوفه دادن · شکوفه کردن · عجب · میوه · نوین کردن · پربار شدن · پیشرفت کردن · کامیاب شدن · کثیر شدن · گشاد کردن · گل · گل دادن
  • تکثیر کردن · پربار شدن · پروردن · کثیر شدن
اضافه کردن

ترجمه های "kembang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه