ترجمه "kemudi" به فارسی
سکان, اهرم سکان, دسته بهترین ترجمه های "kemudi" به فارسی هستند.
kemudi
-
سکان
nounDia berada di kemudi, dan kapal-Nya yang hebat dan kuat berlayar menuju keselamatan dan permuliaan.
او سکان را در دست دارد، و کشتی بزرگ و قدرتمندش بسوی رستگاری و تجلیل پیش میرود.
-
اهرم سکان
noun -
دسته
nounKami hampir berpegangan tangan sekali, tapi kemudian dia mendapat malu.
يه بار دستهاي همديگه رو گرفته بوديم اما اون خجالت ميكشيد.
-
سکان هواپیما
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kemudi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kemudi
-
سکان
nounKemudi ke kiri penuh!
سکان تمام به چپ!
عباراتی شبیه به "kemudi" با ترجمه به فارسی
-
اخر · بدینسان · بعداز · بعدی · خلفی · در جستجوی · در صدد · درپی · لاحق · مابعد · متعاقب · مثلا · مطابق · پس از · پشت سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن