ترجمه "kenakalan" به فارسی

بدی, تقصیر, جفا بهترین ترجمه های "kenakalan" به فارسی هستند.

kenakalan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدی

    noun

    Kau sudah jadi anak nakal, Brodie.

    " برودی " ، تو پسر بدی بودی

  • تقصیر

    noun

    Serahkan anak nakal ini kepadaku.

    این اشتباه تقصیر من بود

  • جفا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حادثه
    • خلاف
    • سرگذشت
    • شرارت
    • ماجرا
    • ماجراجویی
    • مخاطره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kenakalan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kenakalan" با ترجمه به فارسی

  • آلپر · الپر · بد ذاتی · تخس · جادو شده · خیلی حساس · رندی · شرارت · فتنه · نابکاری · هوسباز · وسوسه شیطانی · پررو · گستاخ
  • بوزینه · ترس زیاد · میمون · وصله · کف شیر
اضافه کردن

ترجمه های "kenakalan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه