ترجمه "kendala" به فارسی

اجبار, فشار, مانع بهترین ترجمه های "kendala" به فارسی هستند.

kendala
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجبار

    noun

    Dan Robert merupakan contoh pertama dari bagaimana kendala dapat meningkatkan kreativitas.

    و روبرت در واقع خود اولين سرمشقیست كه اجبار چطورمىتواند خلاقيت را شكوفا كند.

  • فشار

    noun
  • مانع

    noun

    Perkataan Asma mengacu kepada kemunculan fundamentalis agama di daerahnya, yang merupakan sebuah kendala khususnya bagi perempuan.

    او به بنیاد گرایی شدید مذهبی در منطقه اشاره می کرد، که بطور خاص مانع دیگری برای زنان هستند.

  • پاگیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kendala " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kendala" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه