ترجمه "kerabat" به فارسی

خاندان, اقوام, خویشان بهترین ترجمه های "kerabat" به فارسی هستند.

kerabat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاندان

    noun
  • اقوام

    noun

    Orang Nazir harus tetap tahir dengan menjauhkan diri dari mayat apa pun, bahkan mayat seorang kerabat dekat.

    نذیرهها نمیبایست به هیچ مردهای نزدیک میشدند حتی اگر آن میّت از اقوام نزدیک آنها بود.

  • خویشان

    noun

    Misalnya, anjurkan dia menceritakan apa yang ia pelajari kepada teman atau kerabat.

    مثلاً این که با خویشان و دوستانش نیز در مورد آنچه میآموزد صحبت کند.

  • ترجمه های کمتر

    • فامیل
    • قوم و خویشان
    • نزدیکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kerabat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kerabat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kerabat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه