ترجمه "keringat" به فارسی

خوی, عرق, عرقکردن بهترین ترجمه های "keringat" به فارسی هستند.

keringat noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوی

    noun
  • عرق

    noun

    Dia mengutuk kita untuk berusaha dengan keringat agar bertahan hidup!

    نفرینمون کرد تا برای زنده موندن دست و پا بزنیم و عرق بریزیم.

  • عرقکردن

  • ترجمه های کمتر

    • عرق بدن
    • عرق ریزی
    • کارسخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keringat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "keringat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "keringat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه