ترجمه "kesatu" به فارسی
اول, اولین, نخست بهترین ترجمه های "kesatu" به فارسی هستند.
kesatu
-
اول
adjectiveKau tahu, manusia telah saling membunuh satu sama lain sejak permulaan waktu.
از همون اول دنيا ، انسان ها تلاش مي کردن که همنوعان خودشونو بکشن.
-
اولین
adjectivePada rekah rona biru dimana malam dan siang bertemu tengah mencari harmoni satu sama lain.
اولین سرخي آبی رنگ، زمانی است که شب و روز به جستجوی هارمونی همدیگرند.
-
نخست
adjectiveAku hitung dari munculnya anomali satu sampai kemunculan selanjutnya.
در واقع من هر دوره را از ظهور نخستين نابهنجاري تا پيدا شدن نابهنجاري بعدي شمارش مي كنم.
-
ترجمه های کمتر
- نخستین
- یکم
- یکمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kesatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kesatu" با ترجمه به فارسی
-
دیسک تک جلسه ای
-
رابط تک سندی
-
دستگاه امپراتوری
-
واحد نجومی · یکای کیهانی
-
عمدی
-
جانداران تکیاختهای
-
ارتباط · بی عیبی · درستی · زناشویی · عروسی · نکاح · وابستگی · واحد · یگانگی
-
بیست و یک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن