ترجمه "klien" به فارسی

مشتری, ارباب رجوع, خريدار بهترین ترجمه های "klien" به فارسی هستند.

klien
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Keberhasilan tim sangat bergantung pada kemampuan beradaptasi terhadap pukulan ke muka yang dilayangkan klien.

    قابلیت انطباق پذیری تیم اجرایی پس از دریافت مشت محکم از طرف مشتری خیلی اهمیت دارد.

  • ارباب رجوع

    noun

    Carlo mengatakan dia bertemu klien Jumat malam.

    کارلو ميگه جمعه شب با يه ارباب رجوع ملاقات داره

  • خريدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرویس گیرنده
    • موکل
    • کارخواه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Klien
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارخواه

عباراتی شبیه به "klien" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه