ترجمه "klitoris" به فارسی
چوچوله, بظر, چوچوله بهترین ترجمه های "klitoris" به فارسی هستند.
klitoris
-
چوچوله
nounIa berjalan ke arah saya dan memotong klitoris saya.
همان طور که چاقو در دست داشت به طرف من آمد و چوچوله ی (بخشی از اندام جنسی زنان) مرا گرفت و برید.
-
بظر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klitoris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Klitoris
-
چوچوله
nounIa berjalan ke arah saya dan memotong klitoris saya.
همان طور که چاقو در دست داشت به طرف من آمد و چوچوله ی (بخشی از اندام جنسی زنان) مرا گرفت و برید.
تصاویر با "klitoris"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن