ترجمه "koboi" به فارسی
کابوی, گاوچران, کابوی بهترین ترجمه های "koboi" به فارسی هستند.
koboi
-
کابوی
Ia disiksa oleh seseorang yang memakai topi koboi hitam.
یک نفر با کلاه کابوی مشکی آزارش داده بود.
-
گاوچران
nounkoboi yang masih aktif, memulai hari dengan berenang.
او یک گاوچران فعال است که صبحش را با شنا آغاز می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koboi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koboi
-
کابوی
Ia disiksa oleh seseorang yang memakai topi koboi hitam.
یک نفر با کلاه کابوی مشکی آزارش داده بود.
عباراتی شبیه به "koboi" با ترجمه به فارسی
-
وسترن اسپاگتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن