ترجمه "kolonel" به فارسی
سرهنگ, کلنل بهترین ترجمه های "kolonel" به فارسی هستند.
kolonel
-
سرهنگ
nounافسر ارشد نظامی
Dan sang duda mengetahui kolonel itu dari namanya.
شوهر متوفا ، سرهنگ رو به اسم می شناخته
-
کلنل
nounAku melakukannya melalui dua kolonel dan seorang jenderal.
من کارم رو با دوتا کلنل و يه ژنرال پيش بردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kolonel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kolonel" با ترجمه به فارسی
-
سرهنگ دوم · ناخدا دوم
-
سرهنگ دوم
-
سپهبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن