ترجمه "kompas" به فارسی
قطبنما, قطب نما بهترین ترجمه های "kompas" به فارسی هستند.
kompas
noun
-
قطبنما
nounDalam beberapa hal, kompas dapat disamakan dengan sebuah pemberian yang berharga dari Yehuwa untuk kita —hati nurani.
از جهاتی قطبنما را میتوان به وجدان که هدیهٔ باارزشی از سوی یَهُوَه خداست تشبیه کرد.
-
قطب نما
nounAku melihat keraguan di mata mereka ketika aku menunjukkan mereka kompas itu.
وقتي قطب نما رو نشونشون دادم ، شک رو توي چشماشون حس کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kompas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kompas" با ترجمه به فارسی
-
گلباد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن