ترجمه "kuasa" به فارسی

اتصاف, اداره, استطاعت بهترین ترجمه های "kuasa" به فارسی هستند.

kuasa
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتصاف

    noun
  • اداره

    noun

    Di zaman dahulu, dunia dikuasai para dewa dan monster.

    در زمان هاي قديم جهان توسط خدايان و هيولاها اداره ميشد

  • استطاعت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • استیلا
    • انرژی
    • اهتزاز
    • تاب
    • تحکم
    • تسلط
    • حوزه قضایی
    • دایره
    • دفتر
    • دفترخانه
    • دیوان
    • زور
    • سلطه
    • غلبه
    • قدرت
    • قلمرو قدرت
    • نجیب زاده
    • نما
    • نیرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuasa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kuasa" با ترجمه به فارسی

  • سر کار
  • اصل تفکیک قوا
  • قدرت نرم
  • قدرت
  • استیلا · انرژی · تحکم · تسلط · تعالی · حق حاکمیت · حکومت · زور · سلطنت · سلطه · غلبه · قدرت · قلمرو · نیرو
  • قاطع بودن · قوی · متعادل · مسلط · مسلط بودن · چیره
  • افسار · زمام · عنان
  • وکالت نامه
اضافه کردن

ترجمه های "kuasa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه