ترجمه "kubah" به فارسی
گنبد, مرکز اطلاعات شناسایی, گنبد بهترین ترجمه های "kubah" به فارسی هستند.
kubah
-
گنبد
nounKau dekati kubahnya dan aku akan menahan mereka.
تو برو گنبد رو ببند و منم اونارو دست به سرشون مي کنم.
-
مرکز اطلاعات شناسایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kubah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kubah
-
گنبد
nounKubah ada disana di halaman belakang Duke.
گنبد درست تو حياط پشتي " دوک " ـه.
تصاویر با "kubah"
عباراتی شبیه به "kubah" با ترجمه به فارسی
-
گنبد گدازه
-
مرکز اطلاعات شناسایی شخصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن