ترجمه "kucing" به فارسی

گربه, پیشی, گربه دشتی، بهترین ترجمه های "kucing" به فارسی هستند.

kucing noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه

    noun

    جانوری اهلی از خانواده گربه سانان

    Saya punya dua ekor kucing.

    من دو گربه دارم.

  • پیشی

    noun

    Anak kucing kecil dan imut peliharaannya.

    این پیشی بامزه موفرفری کوکو است.

  • گربه دشتی،

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پشک
    • چرک
    • گرب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kucing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kucing
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه

    noun

تصاویر با "kucing"

عباراتی شبیه به "kucing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kucing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه