ترجمه "kuda" به فارسی
اسب, اسپ, اسبی بهترین ترجمه های "kuda" به فارسی هستند.
kuda
verb
noun
دستور زبان
-
اسب
nounYa, Aku akan membelikannya kuda poni, yang belum pernah ada di kota ini.
آره ، چنان بچه اسب خوشگلي برات بخرم که تا حالا کسي نديده باشه.
-
اسپ
noun -
اسبی
adjectiveIni seekor kuda yang sangat takut pada topi koboi hitam.
خوب، این اسبی بود که درحدمرگ از کلاه کابوی مشکی میترسید.
-
ترجمه های کمتر
- توسن
- دلاور
- شوالیه
- وسیله نقلیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kuda
-
اسب
nounKuda yang kaget melompat ke belakang, sehingga ular menyelinap ke posisi enam.
اسب که رمیده بود و عقب کشید، که به مار فرصت داد که دزدکی مقام ششم را بگیرد.
تصاویر با "kuda"
عباراتی شبیه به "kuda" با ترجمه به فارسی
-
نعل · نعل اسب · کفش
-
سواره نظام
-
اسب آبی
-
اصطبل
-
دم اسبی
-
خرک
-
اسب آبی
-
کره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن