ترجمه "kue" به فارسی
شیرينی, كيک, کیک بهترین ترجمه های "kue" به فارسی هستند.
kue
-
شیرينی
noun -
كيک
-
کیک
nounSebaliknya, Delwyn menginginkan acara pernikahan yang kecil dan sederhana tanpa kue pengantin.
اما دلوین یک جشن عروسی کوچک و ساده بدون کیک عروسی را ترجیح میداد.
-
ترجمه های کمتر
- بيسکويت
- شیرینی
- قالب
- قرص
- کلوچه
- کوکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kue
-
کلوچه
nounKue keberuntungan mereka tak pernah punya keberuntungan pada mereka.
با اون کلوچه های شانسشون که هیچ شانسی برا ما نداشت
تصاویر با "kue"
عباراتی شبیه به "kue" با ترجمه به فارسی
-
کیک عروسی
-
پای
-
کیک فنجانی
-
کیک ماه
-
قنادی
-
جوش شیرین
-
کیک تولد
-
کیک اسفنجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن