ترجمه "kunci" به فارسی
کلید, قفل, آچار بهترین ترجمه های "kunci" به فارسی هستند.
kunci
Noun
noun
دستور زبان
-
کلید
noun feminineNah, Yehuwa telah mengulurkan kepada saudara kunci menuju masa depan yang luar biasa itu.
یَهُوَه کلید این آیندهٔ باشکوه را به شما ارائه میکند.
-
قفل
verbKita akan mencari seorang tukang kunci besok pagi untuk membuka nya.
صبح يک قفل ساز پيدا مي کنيم تا اونو بازش کنه.
-
[[کلید]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunci " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kunci
-
آچار
nounKunci pas dan pipa melawan AK-47.
یه آچار و یه لوله در برابر اسلحه ها.
-
کلید رمز
تصاویر با "kunci"
عباراتی شبیه به "kunci" با ترجمه به فارسی
-
کلید
-
کید خارجی
-
قفل شده
-
کلید محصول برای مجوز چندین نصب
-
کلید محصول
-
کلید دسترسی
-
کلید مجوز چندین نصب
-
کلید کنترل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن