ترجمه "kurang" به فارسی
احتیاج, تفریق, تنگ کردن بهترین ترجمه های "kurang" به فارسی هستند.
kurang
adjective
-
احتیاج
nounSebaliknya, ini merupakan penyamarataan, sehingga kelebihan dapat menutupi kekurangan di antara orang-orang kudus di Yerusalem dan Yudea.
با این اقدام، مساوات برقرار میشد یعنی اموال مازاد بر احتیاج آن مسیحیان جهت رفع نیازهای مقدّسین اورشلیم و یهودیه صرف میگشت.
-
تفریق
noun -
تنگ کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دارای کمبود
- فاقد بودن
- لاغر
- نابسنده
- ناقص بودن
- ناکارا
- نبودن
- نداشتن
- نقص
- کم داشتن
- کم سود
- کمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kurang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kurang" با ترجمه به فارسی
-
بی باکی · جسارت · خوشمزه · سگ شکاری · قدرت · قشر · لعنتی · گستاخ · گستاخی
-
اطلاعات ناکافی
-
احتیاج · اسیب · اشکال · بدهکاری · بدهی · بی برکت · بی فایدگی · بی چربی · تنگ سالی · خشکسالی · دین · زیان · عدد کم · عیب · فاقد بودن · قحط و غلا · قحطی · قصور · قلت · لاغر · مانع · مسئولیت · ناقص بودن · ناچیز · نایابی · نبودن · نحیف · نداشتن · ندرت · نزار · نقص · نکته ضعف · وضع نامساعد · کسری · کم داشتن · کمبود · کمی · کمیابی و گرانی
-
علامت کوچکتر یا مساوی
-
تغذیه ناقص
-
آرام کردن · اب رفتن · تخفیف دادن · تقلیل یافتن · خفیف شدن · رفع نمودن · فرونشستن · فروکش کردن · مکث کردن · چروک شدن · چین خوردن · کاستن · کم شدن · کمتر شدن · کمتر کردن
-
تفریق
-
علامت کوچکتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن