ترجمه "kursi" به فارسی

صندلی, کرسی, جا بهترین ترجمه های "kursi" به فارسی هستند.

kursi noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    bagian dari mebel untuk diduduki

    Saya menyaksikan kursi roda dibeli dan dijual seperti mobil bekas.

    من می دیدم که صندلی های چرخ دار مثل ماشین های دست دوم خرید و فروش می شوند.

  • کرسی

    noun

    ”Kita semua akan berdiri di hadapan kursi penghakiman Allah.”

    «همهٔ ما پیش کرسی قضاوت خدا خواهیم ایستاد.»

  • جا

    noun

    Jika aku pergi cukup awal, aku bisa dapat kursi dekat layar.

    اگه به حد کافی زود برسم می تونم نزدیکترین جا به پرده ی سینما رو بگیرم.

  • ترجمه های کمتر

    • صندلی الکتریکی
    • صندلی برقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kursi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kursi"

عباراتی شبیه به "kursi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kursi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه