ترجمه "labu" به فارسی

کدو, کدو تنبل, کدو حلوایی بهترین ترجمه های "labu" به فارسی هستند.

labu noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کدو

    noun

    Kecuali, pada akhirnya, ayahku mencuri labu dan mereka marah.

    به جز ، آخرش ، که بابام تصميم گرفت يه کدو بدزده و اونا هم عصباني شدن.

  • کدو تنبل

    noun

    Bu, kau terlalu banyak memberi makan Rohan dan lihat dia jadi seperti labu.

    مامان انقدر به روهان دادی خورده که شده عین کدو تنبل

  • کدو حلوایی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " labu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "labu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "labu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه