ترجمه "lain" به فارسی
دیگَر, دیگر, متناوب بهترین ترجمه های "lain" به فارسی هستند.
lain
adjective
adverb
-
دیگَر
-
دیگر
determinerRatusan juta lain mati karena kelaparan dan penyakit.
صدها میلیون نفر دیگر در اثر گرسنگی و بیماری جان سپردهاند.
-
متناوب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lain" با ترجمه به فارسی
-
mkhtlf
-
انحراف
-
بیماری مادرزادی
-
بیشتر
-
اختلاف · استثنا · انحراف · بی ترتیب · خبط · خلاف قاعده · ضلالت · غیر متعارف · کج رفتاری
-
اختلال شخصیت اسکیزویید
-
اختلاف داشتن · اختلاف پیداکردن · تغییر کردن · تفاوت داشتن · فرق داشتن · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن