ترجمه "laku" به فارسی

کردن ترجمه "laku" به فارسی است.

laku
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Setelah kebebasannya dia diilhami untuk melakukan perjalanan ke tempat raja orang Laman memerintah negerinya.

    بعد از آزادی الهام یافت که به سرزمینی سفر کند که پادشاه لامانیان حکومت می کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "laku" با ترجمه به فارسی

  • اخلاق · اعمال · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · رفتار · رویه · ضعف · طبیعت ویژه · نقطه ضعف · کردارها · کرده ها
  • اخلاق · اعمال · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · رفتار · رویه · ضعف · طبیعت ویژه · قباله · نقطه ضعف · کردارها · کرده ها
  • رفتار ضد اجتماعی
  • عملیات حرارتی
  • اخلاق · اداره · بررسی · درمان · رسیدگی
  • اخلاق · اعمال · رفتار · کردارها · کرده ها
  • ادامه دادن · ادرار کردن · اغوا کردن · انجام دادن · ایجاد کردن · بدار زدن · بس بودن · بسنده بودن · به نتیجه رساندن · تاسیس کردن · حاضر کردن · دخل کردن · درآمد داشتن · سبب شدن · صورت گرفتن · كَرد · محرمانه گفتن · مرتکب شدن · مقصر بودن · مهیا کردن · پختن · پی گیری کردن · کار بیهوده کردن · کافی بودن · کردن · کفایت کردن · کَردَن · کُن · گذراندن · گفتن
  • رفتار كردن · سور دادن
اضافه کردن

ترجمه های "laku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه