ترجمه "lambung" به فارسی

معده, معده بهترین ترجمه های "lambung" به فارسی هستند.

lambung
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Itu adalah sesuatu yang mirip dengan dilatasi volvulus lambung.

    يه چيزي شبيه به اتساع معده اي بر اثر پيچ خوردگي روده ست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lambung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lambung
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Itu adalah sesuatu yang mirip dengan dilatasi volvulus lambung.

    يه چيزي شبيه به اتساع معده اي بر اثر پيچ خوردگي روده ست.

عباراتی شبیه به "lambung" با ترجمه به فارسی

  • اماده رفتن · بالابرده · جهش کردن · زیاد بالا بردن · مغرور · منعکس شدن · کمانه کردن
  • اماده رفتن · جهش کردن · منعکس شدن · کمانه کردن
  • شیره معده
  • سرطان معده
  • سرطان معده
اضافه کردن

ترجمه های "lambung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه