ترجمه "lampu" به فارسی
درخشش, فانوس, لامپ بهترین ترجمه های "lampu" به فارسی هستند.
lampu
noun
-
درخشش
noun -
فانوس
nounTempat di Broadway dengan lampu yang jelek di jendela?
همون رستوران تو برادوی با اون فانوس های زشت کی جولو پنجره آویزن میکنن
-
لامپ
nounDan itu adalah sebuah lampu dari senter yang sudah rusak.
و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.
-
ترجمه های کمتر
- لامپ برق
- لامپ چراغ برق
- لامپا
- لمپا
- چراغ
- چراغ برق
- چشمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lampu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lampu" با ترجمه به فارسی
-
آباژور
-
لامپ برق · لامپ چراغ برق · چراغ برق
-
نورافکن · چراغ نورافکن
-
لامپ بخار سدیم
-
لامپ مهتابی
-
لامپ تخلیه در گاز
-
لامپ هالوژن
-
چراغ ترمز · چراغ راهنمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن