ترجمه "lancar" به فارسی

آسان, روان, سخنور بهترین ترجمه های "lancar" به فارسی هستند.

lancar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسان

    adjective

    ”Dulu, komunikasi dengan putra saya lancar-lancar saja, tetapi setelah ia berusia 16 tahun, saya maupun suami saya sulit mengetahui apa yang ada dalam pikirannya.

    «پیش از این، گفتگو با پسرمان بسیار آسان بود. اما اکنون که ۱۶ سال دارد من و شوهرم نمیدانیم در فکرش چه میگذرد.

  • روان

    adjective

    Agar dapat membaca dengan lancar, Saudara perlu memahami keterkaitan makna antarkata dalam kalimat.

    برای خواندن روان باید به ارتباط بین کلمات یک جمله پی ببرید.

  • سخنور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سلیس
    • شیوا
    • فصیح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lancar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lancar" با ترجمه به فارسی

  • آسان کردن · سبک کردن
  • روانی · سخنوری · سلاست · علم بیان · فصاحت
  • منجنیق · موشک · وسیله پرتاب · پرتاب کننده · پرتابه
  • نسبت جاری
  • دارایی جاری
اضافه کردن

ترجمه های "lancar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه