ترجمه "langgar" به فارسی
تخلف کردن, دلخور کردن, رخنه کردن در بهترین ترجمه های "langgar" به فارسی هستند.
langgar
-
تخلف کردن
verbJika melanggar, dia harus dinonaktifkan.
اگه تخلف کرده ، بايد از رده خارج بشه.
-
دلخور کردن
verb -
رخنه کردن در
verb -
نقض کردن
verbAku tahu bahwa aku melanggar kondisi keamanan dari tempat kerjaku, dan aku tahu bahwa aku melakukan kejahatan.
ميدونم که شرايط امنيتي در... در محيط کارم رو نقض کردم و ميدونم که مرتکب جرم شدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " langgar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "langgar" با ترجمه به فارسی
-
اتفاقی · برخورد · تجاوز · تخلف · تصادف اتومبیل · تعرض · تقصیر · تهاجم · جرم · حادثه · سانحه · شیئی · عارضه · غصب · فراروی · نقش · واقعه ناگوار · پیشامد
-
تخلف دسترسی
-
خطا
-
نقض قوانین حق تکثیر
-
برخورد
-
بازداشتن · بازداشتن از · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تخلف کردن · تخلف کردن از · تصادم کردن · دست انداختن · دلخور کردن · رخنه کردن در · رد کردن · سخت عصبانی شدن · غارت کردن · قائل نشدن · ممنوع کردن · منع کردن · ناسازگار بودن · نافرمانی کردن · نقض کردن · واژگون شدن · وتو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن