ترجمه "lazim" به فارسی
خوگرفته, ضابطه, عادی بهترین ترجمه های "lazim" به فارسی هستند.
lazim
-
خوگرفته
adjective -
ضابطه
noun -
عادی
adjectiveDalam Alkitab, bukan suatu hal yang tidak lazim jika sesuatu dipersonifikasikan.
در نوشتههای مقدس به چیزی جنبهٔ شخصیتی دادن امری غیر عادی نیست.
-
ترجمه های کمتر
- متداول
- مرسوم
- معتاد
- معمول
- معیار
- مقیاس
- ملاک
- میزان
- همیشگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lazim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lazim" با ترجمه به فارسی
-
ابتذال · بیاتی · خط · خوگرفته · درجه شیوع · رد جاده · رسم · سررسید · سنت · سنن ملی · سود سرمایه · شیار · عادت زندگی · عادی · عقیده رایج · مدت · مرسوم · معتاد · پیش پا افتادگی · کاربرد · کلمه مبتذل
-
اشنا شدن · اشنا کردن · انس گرفتن · تادیب کردن · خودمانی کردن · سکونت کردن · عادت دادن · معتاد ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن