ترجمه "lebar" به فارسی

پهن, جادار, عرض بهترین ترجمه های "lebar" به فارسی هستند.

lebar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پهن

    adjective

    Mereka boleh menentukan sendiri seberapa lebar tepi ladang yang tidak dituai.

    این خود کشاورز بود که باریک یا پهن بودن حاشیهٔ مزرعهاش را تعیین میکرد.

  • جادار

    adjective
  • عرض

    noun

    Saya lebih tinggi dan lebih lebar daripada sebagian besar mereka.

    طول و عرض من نسبت به بیشتر گروه حدود ٣٠ سانتیمتر بیشتر بود.

  • ترجمه های کمتر

    • فراخ
    • مفصل
    • وسعت نظر
    • وسیع
    • پهنا
    • گسترده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lebar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lebar" با ترجمه به فارسی

  • عيد فطر
  • حشو · خسته کننده · دراز · مطول · ناراضی · کج خلق · کسل کننده
  • پهنای باند
  • اتصال باند پهن
  • عید قربان
  • آراستن · امتداد دادن · برآمده بودن · بزرگ کردن · بسط دادن · به طول انجامیدن · طفره رفتن · طولانی کردن · پهن کردن · گوناگون ساختن
  • پهن شدن
  • اندازه ریل
اضافه کردن

ترجمه های "lebar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه