ترجمه "lecet" به فارسی
تاول, زخم, مالیدن بهترین ترجمه های "lecet" به فارسی هستند.
lecet
-
تاول
nounKakekku memotong tebu selama 30 tahun dan tangannya tidak pernah lecet.
پدربزرگم براي سي سال ، هر روز نِي ميبريد و هيچوقت دستش تاول نزد
-
زخم
nounBanyak yang dibuat dengan cara demikian sehingga kuk tersebut tidak membuat leher menjadi lecet.
بسیاری از یوغها چنین ساخته میشوند تا زیاد به گردن ساییده نشوند و آن را زخم نکنند.
-
مالیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lecet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن