ترجمه "leher" به فارسی
گردن, گردنه, گردن بهترین ترجمه های "leher" به فارسی هستند.
leher
noun
-
گردن
nounDia punya luka di leher akibat ditusuk obeng oleh orang lain.
يه مرد ديگه با پيچ گوشتي گردن اون رو زخمي کرده بود.
-
گردنه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Leher
-
گردن
nounLeher, dagu bagian bawah, bibir, otot-otot wajah, dan otot-otot tenggorokan semuanya berperan penting.
گردن، فک پایین، لبها و ماهیچههای صورت و گلو هر یک در این میان نقشی مهم دارند.
تصاویر با "leher"
عباراتی شبیه به "leher" با ترجمه به فارسی
-
تنگراه · تنگنا · تنگه
-
غاز
-
شال
-
غراب گردنقهوهای
-
سرطان گردن رحم
-
گردنبند حلقهای
-
کراوات
-
لکلک گردنسیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن