ترجمه "letih" به فارسی

ازکار انداختن, بیزار, خسته بهترین ترجمه های "letih" به فارسی هستند.

letih
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازکار انداختن

    verb
  • بیزار

    adjective
  • خسته

    adjective

    Untuk membantu orang-orang yang letih agar mendapatkan kembali kuasa, para penatua juga harus menjadi pendengar yang berempati.

    پیران برای اینکه شخص خسته و درمانده را در قوت گرفتن یاری کنند، باید شنوندگانی دلسوز نیز باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • خسته شدن
    • خسته کردن
    • سخت کار کردن
    • فرسوده شدن
    • کسل
    • کسل شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " letih " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "letih" با ترجمه به فارسی

  • خستگی · خواب مرگ · سخت کار کردن · فرسوده شدن · فرسودگی
  • سخت کار کردن · فرسوده شدن
  • ازکار انداختن · خسته شدن · خسته کردن · سخت کار کردن · فرسوده شدن · مصرف کردن · کسل شدن
اضافه کردن

ترجمه های "letih" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه