ترجمه "liku" به فارسی

خم, چرخش, گردش بهترین ترجمه های "liku" به فارسی هستند.

liku
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خم

    noun

    Setiap lembu tahu betul siapa pemiliknya, dan jalan menuju rumahnya, dan sedikit pun ia tidak bingung sekalipun harus melalui gang-gang sempit yang rumit dan berliku-liku.

    گاوها بدون اینکه در کوچههای تنگ و پر پیچ و خم سرگردان شوند، بخوبی صاحبانشان و راه خانه را میشناختند.

  • چرخش

    noun
  • گردش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "liku" با ترجمه به فارسی

  • حجیم · خم · طفره زدن · پیچ وخم داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "liku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه