ترجمه "lima" به فارسی
پنج, panj, پَنج بهترین ترجمه های "lima" به فارسی هستند.
lima
numeral
-
پنج
nounKamu harus datang ke stasiun sepagi mungkin pada jam lima.
شما باید دست کم ساعت پنج به ایستگاه برسید.
-
panj
noun -
پَنج
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوره پنجساله
- ۵
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lima
-
لیما
nounSalah satunya, Lima Sahar, adalah suku Pashtun dari Kandahar, bagian dari negara itu yang sangat konservatif.
یکی از آنها، لیما سحر، یک پشتو از قندهار است، یک بخش بسیار محافظه کار در کشور.
عباراتی شبیه به "lima" با ترجمه به فارسی
-
دستفروش
-
پنجضلعی
-
پنجاه
-
پنجم
-
پانصد
-
پانزده
-
لیما
-
سنگفرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن