ترجمه "limit" به فارسی
حد, حد بهترین ترجمه های "limit" به فارسی هستند.
limit
-
حد
nounAku mencapai batas limit pengambilan semua uang muka kartu kreditku.
پرداخت همه کارتای اعتباریمو به بالاترین حد رسوندم!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Limit
-
حد
nounAku mencapai batas limit pengambilan semua uang muka kartu kreditku.
پرداخت همه کارتای اعتباریمو به بالاترین حد رسوندم!
عباراتی شبیه به "limit" با ترجمه به فارسی
-
قضیه حد مرکزی
-
حد تابع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن