ترجمه "lintah" به فارسی

زالو, زروک, صدای مزاحم بهترین ترجمه های "lintah" به فارسی هستند.

lintah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun

    Dan kau merasa berjasa karena kau menjatuhkan lintah ke dalam api?

    چون زالو انداختی توی آتیش ، خودت رو مسبب این اتفاق میدونی ؟

  • زروک

    noun
  • صدای مزاحم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • طفیلی
    • پارازیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lintah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lintah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lintah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه