ترجمه "lisan" به فارسی
دهانی, زبانی, امتحان شفاهی بهترین ترجمه های "lisan" به فارسی هستند.
lisan
noun
-
دهانی
adjective -
زبانی
noun2 Sungguh merupakan tantangan bagi para penerjemah untuk mengalihbahasakan bahan bacaan sehingga dapat dipahami oleh orang-orang yang secara lisan maupun tulisan menggunakan bahasa yang dituju.
۲ برای هر مترجمی برداشت مطلب از زبانی و تفهیم آن به خوانندگان و شنوندگان زبانی دیگر کاری بس دشوار است.
-
امتحان شفاهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- زنده باد
- شفاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lisan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lisan" با ترجمه به فارسی
-
سنت شفاهی
-
زبان گفتاری
-
ابراز داشتن · توضیح دادن · گفتن
-
زبان گفتاری
-
ادبیات شفاهی
-
امتحان شفاهی · زبانی · زنده باد · شفاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن