ترجمه "logo" به فارسی
آرم, نامواره, نشانواره بهترین ترجمه های "logo" به فارسی هستند.
logo
-
آرم
Aku bersemangat membaca, aku membaca apapun yang dapat kuperoleh: bungkus permen, logo kaos, marka jalan, semuanya.
انقدر ذوق کرده بودم که هرچی دستم میومد میخوندم: پوستهی شوکولات، آرم لباسها، تابلوهای توی خیابون، همهچی.
-
نامواره
noun -
نشانواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " logo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Logo
-
نشانواره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن