ترجمه "lompat" به فارسی
اماده رفتن, جهش کردن, سکیختن بهترین ترجمه های "lompat" به فارسی هستند.
lompat
-
اماده رفتن
verb -
جهش کردن
verbBaiklah, dia maju melompat 22 tahun.
اون 22 سال به جلو جهش کرده
-
سکیختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مرز
- منعکس شدن
- کمانه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lompat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lompat" با ترجمه به فارسی
-
جست · جست وخیز · رقاصی کردن · رقص · سرور و نشاط
-
پرش ارتفاع
-
رازک · مرز
-
از جا پراندن · اماده رفتن · جست زدن · جستن از · جهش کردن · منعکس شدن · وحشتزده شدن · پریدن · کمانه کردن
-
یک گام بزرگ به جلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن