ترجمه "lontaran" به فارسی
اغاز, اغاز کار, لگد بهترین ترجمه های "lontaran" به فارسی هستند.
lontaran
-
اغاز
noun -
اغاز کار
noun -
لگد
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرت
- پرتاب
- پرتابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lontaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lontaran" با ترجمه به فارسی
-
شعلهافکن
-
خمپارهانداز
-
اشاره کردن · انداختن · سرزنش کردن · نام بردن · پرت کردن · پرتاب کردن
-
منجنیق · وسیله پرتاب · پرتاب کننده
-
صندلیپران
-
تیرباران کردن
-
دور انداختن · زیاد بالا بردن · سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن · پرت کردن · پرتاب کردن
-
شعلهافکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن