ترجمه "luka" به فارسی

زخم, آسیب, اسید بهترین ترجمه های "luka" به فارسی هستند.

luka noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زخم

    noun

    Dia melihat anjing itu terluka parah di kakinya.

    دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.

  • آسیب

    noun

    Sewaktu mereka harus berjalan di jalan yang ramai, mereka dihantui perasaan takut dilukai atau diserang pencuri.

    وقتی پا به کوچهای پررفت و آمد میگذارند همواره از حملهٔ دزدان و آسیب دیدن ترس دارند.

  • اسید

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اسیب
    • بریدگی
    • تماس
    • جراحت
    • خسارت
    • درد کشیدن
    • دندانه
    • زیان
    • شکاف
    • صدمه
    • ضرر
    • غبن
    • مجروح کردن
    • مقاربت جنسی
    • پاره کردن
    • کوفتگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " luka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "luka" با ترجمه به فارسی

  • اثر گناه · اثرزخم · شکاف
  • گاز گرفتن
  • سوختگی
  • برق گرفتگی · سوختگی
  • ترومای گلوله
  • بانیا لوکا
  • اهانت کردن به · بریدگی · درد دادن · رنجه داشتن · ریاضت دادن · زخم زدن · سوزش داشتن · عصبانی کردن · غمگین شدن · متوقف کردن · مجروح کردن · مزاحم شدن · نگران شدن · نگران کردن · هم زدن · پاره کردن · پرحرفی کردن · کینه ورزیدن
  • سوزش داشتن · کینه ورزیدن
اضافه کردن

ترجمه های "luka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه