ترجمه "lutut" به فارسی
زانو, زانو زدن, زانو بهترین ترجمه های "lutut" به فارسی هستند.
lutut
noun
-
زانو
nounChristian berhasil tiba di rumah sakit, tetapi kaki bagian bawah lututnya harus diamputasi.
کریستیَن خود را به هر ترتیب به بیمارستان رساند، امّا پایش میبایست از پایین زانو قطع میشد.
-
زانو زدن
Barisan pertama harus berlutut, senjata dalam keadaan siap.
اولين قدم زانو زدن و تفنگها رو آماده کردن براي شليکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lutut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lutut
-
زانو
nounTapi beginilah kau sekarang, menjadi penghianat Berlutut pd Raja di luar " Benteng ".
اما يه خيانتکار از آب در اومدي. جلوي پادشاه آن طرف ديوار زانو ميزني.
عباراتی شبیه به "lutut" با ترجمه به فارسی
-
کشکک
-
بیرون افتادن · لم دادن
-
زانو زدن
-
زانو زدن
-
کشکک
-
کشکک
-
استخوان کشکک · کشکک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن