ترجمه "mama" به فارسی

مادر, مامان, دده سیاه بهترین ترجمه های "mama" به فارسی هستند.

mama
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادر

    noun

    Apalagi ada mamamu yg spt itu pasti sangat berguna.

    و مادر مهربونيم داري. که ازش به بهترين شکل استفاده ميکنه.

  • مامان

    noun

    Kamu tahu, jika kamu butuh mamanya Bonnie untuk membukanya, kamu akan kecewa.

    ميدوني ، اگه داري روي... مامان باني حساب مي کني که اونو بازش کنه ، به فنا رفتي.

  • دده سیاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مام
    • مومیا
    • پستان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه