ترجمه "mampu" به فارسی
اروین, دادن, مهارت بهترین ترجمه های "mampu" به فارسی هستند.
mampu
adjective
verb
-
اروین
noun -
دادن
verbAyunan bandul seperti ini bahkan mampu Menggoyahkan pondasi terkuat.
يه پاندول هم همينجوري تاب مي خوره. اين حتي براي تکون دادن قوي ترين پايه ها هم کافيه.
-
مهارت
nounMereka telah mencoba semangat satu sama lain, dan sekarang mereka mencoba kemampuan satu sama lain.
اونا اراده يکديگر رو آزمايش کردن ، حالا مهارت يکديگر رو آزمايش مي کنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mampu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mampu" با ترجمه به فارسی
-
استطاعت · استعداد · تخصص · توانایی · توانمندی · حدود · سررشته · شایستگی · صلاحیت · ظرفیت خازنی · قابلیت · محوطه · مهارت · نوسان نما
-
برابری قدرت خرید
-
دیسک چند جلسه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن