ترجمه "masa" به فارسی
بعد, زمان پیش, سپس بهترین ترجمه های "masa" به فارسی هستند.
masa
noun
-
بعد
nounLalu masalah wanita yang tak ingin dia nikahi.
بعد هم قضيه اون دختره که باهاش ازدواج نمي کنه پيش مي ياد!
-
زمان پیش
noun -
سپس
nounYehuwa kemudian menjelaskan kepadanya bagaimana ia dapat membuktikan wewenangnya, namun Musa memiliki masalah lain.
سپس یَهُوَه به او توضیح داد که چگونه میتواند اختیارش را ثابت کند، اما موسی مشکل دیگری داشت.
-
ترجمه های کمتر
- وقت
- پیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "masa" با ترجمه به فارسی
-
آشپزی · ابدا · خوراک · دست پخت · روش آشپزی · غذا · نوشابه · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
-
اشکال · تحیر · حالت · رمز · زحمت · سختی · لغز · مخمصه · مسئله · مشکل · معما · وضع خطرناک · چیستان
-
آتیه · آینده
-
حل مسئله
-
بلوغ · به به · دوره جوانی · رشد · سر · شکوفه · عجب · میوه · نو جوانی · گل
-
عیب یاب سازگاری برنامه
-
بچگی · طفولیت · کودکی
-
نابهمونو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن